سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
























فاطمه معصومی

 

  غم را که از درخت جدا کرد نوبهار


  پیری خمیده را سرپا کرد نوبهار


  از درد زخمه های زمستان کلافه بود


  این درد را به بوسه دوا کرد نوبهار


  تا شد دخیل بر دم او ..با شکوفه ای


  از جان شاخه اش گره وا کرد نوبهار


  پوشیده بود جامه ی بی رنگ مرگ را 


  او را دوباره سبزقبا کرد نوبهار


 فاطمه معصومی

 

 

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 93/12/20ساعت 10:12 عصر توسط کنیز خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها نظرات ( ) |

 

رود را رقص کنان در پی دریا آورد

بوسه بر بوته که زد غنچه ی زیبا آورد

دامن دشت در آغوش نسیم آمد و رفت

دسته دسته گل خورشید به دنیا آورد

یک گذر کرد به دنبال دلش از خم عشق

بهر مجنون خبر از عشوه ی لیلا آورد

ابرها در بر هم عاقد آنهاست نسیم

از خودش نیست اثر لیک اثرها آورد

 

فاطمه معصومی

 


نوشته شده در یکشنبه 93/12/17ساعت 12:25 عصر توسط کنیز خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها نظرات ( ) |

بستر خورشید مانند غروبی سرخ شد

آسمان روی مادر آسمانی و کبود

باغ طوبی ناله زد با ضرب میخ پشت در

قامت گلبرگ احمد شد کمانی و کبود.
.
.
.
.
شب زده روی زمین خورشید خون افشاند و رفت

پشت در زینب کشید نقش گل را لاله گون

خشک شد یاس پیمبر در بهاری چون خزان

در کفن پیچید مولا هفت جا را غرق خون

 

فاطمه معصومی


 
 

 


نوشته شده در دوشنبه 93/12/11ساعت 4:43 عصر توسط کنیز خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها نظرات ( ) |


Design By : Pichak