سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
























فاطمه معصومی

 



شبی که ماه ندارد چقدر دلگیرست


بیا به خواب منم امشب که صبحدم دیرست


نمیشود بپرم با وجود اینهمه زخم


به پای مرغ دلم صدهزار زنجیرست


اسیر در قفس غصه ها شدم بی تو


کلید این قفس تنگ دست تقدیرست


میان اینهمه عاشق که زار و غمگینند


کسی نگفته که خود کرده را چه تدبیرست


به خواب دیده پلنگت که ماه می آید


بیا کمی بغلم کن که وقت تعبیرست


فاطمه معصومی

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 95/9/17ساعت 5:10 عصر توسط کنیز خانم فاطمه الزهرا سلام الله علیها نظرات ( ) |


Design By : Pichak